دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم


سوال-

 چه کسانی مشتاق حضور ابلیس هستند؟ چرا و چگونه به این کار راضی شده اند؟

علی الظاهر 2 گروه خواهان تشریف فرمایی جناب ابلیس لعنت الله علیه بوده و برای حضور وی زمینه سازی و مقدمه چینی می کنند.گروه اول که اربابان ثروت و مقام هستند و به منظور حفظ جایگاهشان.و گروه دوم شامل مسیحیون افراطی و معتقد به نظریه آرماگدون.

و اما در ارتباط با گروه اول، نظریه ای که اینجا مطرح است احتمالاً می تواند به اینصورت باشد که :گردانندگان و اربابان جهان دیگر نمی توانند همچون گذشته جهان را اداره کنند،منابع کم شده – بحران آب – بحران جمعیت – آلودگی های زیست محیطی و جوی و از همه مهم تر اینکه این فوران جمعیت و از سوی دیگر افزایش سطح آگاهی آنها جهان را به سمت و سوی می برد که ممکن است خطری بالقوه و تهدیدی جدی برای این اربابان تلقی شود! گردانندگانی که طبق آمار صاحب 80 درصد از کل ثروت جهان هستند!درحالیکه در خوشبینانه ترین حالت جمعیت آنها به همراه اتباع و مردم کشورهایشان از 20 درصد جمعیت کره زمین فراتر نمی رود!و از دیگر سو جامعه جهانی به دلیل بحران مالی و کمبود نقدینگی،مدتهاست که به بازار نمی رود، در حالیکه حرص اربابان تولید برای افزایش درآمد و رقابت آنان بر سر کسب ثروت همچنان پابرجاست. و این امر ممکن است فکری پلید و خطرناک را در ذهن آنان ایجاد نماید که:    

    جامعه ای که به بازار نرود موجب ضرر است و زنده بودنش اسباب زحمت!!!

 و اما ابلیس در این میانه چگونه از شرایط سوء استفاده می کند؟ و نیرنگ او برای اذن دخول چیست؟

احتمالاً شیطان از طریق واسطه ها به اربابان دنیا پیام داده است و خطر قریب الوقوع بودن ظهور منجی آخر الزمان را به آنها گوشزد کرده است. آنچه که این حقیر در مورد کلک ابلیس به این جماعت گمان می برم، چنین است که شاید ابلیس به آنها گفته باشد:

 "ظهور منجی آخرالزمان نزدیک است،و با آمدنش بساط شما برچیده خواهد شد و تنها قدرت و دانشی که می تواند جلوی او بایستد من هستم و این کار (ایستادگی در برابر منجی) از توان و قدرت شما خارج است".

و ما می بایست به این مهم توجه داشته باشیم که چنین جایگاهی (جایگاه قدرت، ثروت و مقام)  به اندازه ای خطرناک است که انسان ممکن است برای سقوط نکردن به هر ریسمانی چنگ بزند ولو ریسمان شیطان!!!

سازمانهای امنیتی و فوق سری اینها (امیدوارم که فکر نکنید منظورم سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس است،نه، منظورم سازمانهای مخفی است که کسی تا کنون اسمی نیز از آنها نشنیده است) سالهاست که با تمام توان به دنبال ردی از منجی هستند ولی هرچقدر گشته اند،نتیجه ای نگرفته اند.

سوالی دیگر-

ابلیس چه نفعی از حضور فیزیکی خود در جمع آدمیان می برد؟و اهداف واقعی او از این کار چه هستند؟

البته نکته ظریفی که باید به آن توجه کنیم اینست که:

ما نباید تصور کنیم که شیطان نیز همچون ما گرفتار خواسته های دنیوی و انسانی می باشد.شیطان تمام قدرتش را صرف تباهی بشر کرده است. شیطان تمام توجه و حواسش متوجه گمراهی بشر است.یکی از اشتباهات بزرگ بشر اینست که شیطان را مانند خود می پندارد.تمام آن چیزهایی که برای بشر نهایت آمال و آرزوست،برای شیطان ذره ای بی ارزش است،مگر بندگی خدا،برای همین حاضر است تا همه آنها را در بازار مکاره اش عرضه کند بلکه انسان را از بندگی خدای متعال باز دارد.آری عزیزان شیطان سالهاست که به بشر دانش و ثروت می فروشد! اولویت اصلی تقاضاهایش با درصد بسیار بالا، نابودی انسان است.چگونه ممکن است با انسان دوستی کند؟ دوستی گرگ و میش؟  بفرموده قرآن کریم "انه لکم عدو مبین" بدرستیکه او دشمن آشکارشماست. اگر شیطان سعی بر دوستی و برقراری ارتباط با اربابان ثروت و مقام داشته،فقط برای پیش بردن اهداف خودش بوده است.وباید اضافه کنم که از این دوستی و رفاقت فی مابین،ظاهراً هم اربابان ثروت و مقام بهره می بردند و هم شیطان،اما درجهت خواسته ها و مطالبات شیطان و نه چیزی دیگر.و اما دلایلی که احتمالاً برای حضور فیزیکی ابلیس متصور است، از دیدگاه این حقیر چنین است:

1_ ترکیب و نزدیکی هرچه بیشتر دو عالم به منظور تباهی نوع بشر و اشد کفر و لجاجت.

پروردگار جهانیان حضرت ملک تعالی در ابتدای خلقت انسان، آنها را از نزدیکی با موجودات ابعاد دیگر (علی الخصوص جنیان) پرهیز داد و برای ممانعت میان آنها حجاب و حائلی ایجاد کرد.(همانطور هم که در تصاویر صفحات پیشین ملاحضه فرمودید حتی این امر در اختلاف 3 درجه ای میان مدار زمین و مدار سیاره زهره کاملاً آشکار و پیداست).اما شیطان سالهاست که برای برهم زدن این نظم تلاش می نماید. مطابق با اعتقاد زرتشتیان زمانی خواهد رسید که شر از دنیا بر می خیزد و تاریکی از روشنایی مجزا می شود و دنیا به حالت اول خود برمی گردد.این مطلب ناشی از اعتقاد به سه زمان است:

اول – دوره نخست که روشنایی و تاریکی کاملاً از یکدیگر جدا بوده اند.

دوم- دوره میانه که در اثر تهاجم، قوای تاریکی و روشنایی باهم مخلوط شده اند.

سوم- دوره فرجامین که روشنایی و تاریکی دوباره کاملاً ازهم جدا شده و تا جاودان همین طور می مانند.

و می بایست توجه داشته باشیم که زمان ما هم اینک،بخشی از دوره میانه به حساب می آید.همچنین مقصود از عالم روشنایی بعد انسانی و مقصود از عالم تاریکی موجودات ابعاد دیگر یا همان جنیان هستند.صفحه شطرنجی که به روایتی یکی از ابزار ارتباط با جنیان می باشد نیز نمادی از ترکیب این دو عالم است.همانطور که یک گاو نر اسپانیایی به پرچم قرمز رنگ حساس است و عکس العمل نشان می دهد یک جن شرور نیز به صفخه شطرنجی عکس العمل نشان می دهد.

در دو روایت مختلف از امام رضا و امام صادق علیهماالسلام آمده است که حتی نگاه کردن به صفحه شطرنج نیز کراهت دارد!

باید گفت که بسیاری ازمشکلاتی که در جهان امروزه با آن دست به گریبان و مواجهیم متاثر از همین تداخل دو بعد است که در آینده ای بسیار نزدیک بیشتر هم خواهد شد.امید است که انشاالله تعالی ما از انسانهایی باشیم که باقی بمانیم و دوره فرجامین را درک نمائیم.

2_ حکومت و فرمانروایی بر فرزندان آدم علیه السلام –

سلطنت و پادشاهی بر بشر که از دیرباز آرزوی ابلیس بوده است و می دانیم که این امر بشکل غیابی امکان پذیر نیست،پس شاید دلیلی دیگر برای ظهور شیطان همین امر باشد.

3_ " شیطان زمانی تجسم پیدا می کند که ناامید شود "_علی رائفی پور این جمله را با اشاره به داستان حضرت ابراهیم علیه السلام عنوان می کرد.

نقل است که وقتی می خواستند آدلف آیشمن (بزرگترین یهودکش ارتش آلمان نازی) را اعدام کنند، او تقاضا کرد که اجازه بدهید در این آخرین لحظات عمرم توبه کنم و به سبب ظلم بزرگی که در حق یهودیت کرده ام به آیین و سلک یهودی درآیم و یک یهودی از دنیا بروم.درخواستش پذیرفته شد و خاخامی را آوردند و او به دین یهود درآمد،اما زمانیکه می خواستند حکم مرگش را اجرا کنند او با صدای بلند فریاد می زد که ای مردم بدانید من فقط برای این یهودی شدم که با مرگم یک یهودی دیگر از روی زمین کم شود!

شیطان گرچه از رحمت پروردگارش مایوس است اما هرگز از گمراه کردن انسانها مایوس نبوده و نخواهد بود حتی تا آخرین لحظات حیاتش چون او دشمن قسم خورده انسانهاست و این کینه دیرینه و ازلی او، هرگز به دوستی و رفاقت تبدیل نخواهد شد.

اما شاید بپرسید که توجیه این دوستی میان شیطان با برخی انسانها چیست؟

یک مثل ژاپنی می گوید:

 "اگر دیدید همسایه شما به خوک خود خیلی رسیدگی می کند تعجب نکنید،او به فکر شام شب عید است!"

اگر شیطان در ظاهر با بعضی انسانها رفاقت می کند و به آنها خدماتی ارائه می دهد فقط در جهت اجرای اهداف و پروژه های خودش می باشد و گرنه (مطابق آیات قرآن) او از آدم و فرزندانش بیزار است.در روایت است که یکی از انبیاء الهی شیطان را به توبه و انابه درگاه الهی دعوت می کند، اما شیطان می گوید: می دانم که خداوند نمی پذیرد.آن نبی الهی وساطت می کند و خداوند می فرماید اگر هم اکنون به نزدیک قبر آدم برود و سجده کند توبه اش را می پذیرم.آن پیامبر خدا به ابلیس می گوید: مژدگانی بده که حضرت حق توبه ات را به این شرط پذیرفت.اما ابلیس در جواب می گوید: من به آدم آنوقت که زنده بود سجده نکردم، حال بروم و بر جنازه اش سجده کنم؟ هرگز!هرگز! 

4_ ظاهر شدن برای رهبری و هدایت قوای بدی.

حضرت نبی اکرم صلوات الله علیه فرموده اند:

"المهدی من ولدی، اسمه اسمی وکنیته کنیتی و هو اشبه الناس فی خالقاَ و خلقاَ ،تکون له غیبة وحیرة فی الامم حتی تضل الخلق عن ادیانهم، فعند ذلک یقبل کالشهاب الثاقب،فیملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جورا "
                                                                             (کمال الدین،ج1،ص286)

(مهدی از فرزندان من است. نام او نام من و کنیه او کنیه من می باشد. و او شبیه ترین انسان ها از نظر صورت،سیرت،چهره و اخلاق به من است.او غیبتی طولانی خواهد داشت و امتها در مورد او سرگردان خواهند شد تا آنجا که از دین خویش برمی گردند و گمراه می شوند آنگاه در این شرایط است که آن حضرت، بسان شهاب ثاقب بازگشته و زمین را از قسط و عدل لبریز می کند همانگونه که از ظلم و جور لبریز شده است.)

همانگونه که برای پرشدن جهان از قسط و عدل احتیاج به یک نیروی الهی است، که ما آن را منتسب به بقیة الله الاعظم می دانیم، برای پرشدن جهان از ظلم و جور نیز احتیاج به یک نیروی اهریمنی است، که بی گمان خود شیطان است.به دلیل اینکه بشر به ذات خود توانایی برپایی"ملأت ظلماً و جورا"  را ندارد، همانگونه که به ذات خود توانایی برپایی "ملأت قسطاً و عدلا" را ندارد. یعنی اینکه توانایی بشر در حدی نیست که بتواند جهان را از ظلم و جور پرنماید همانگونه که توانایی او در حدی نیست که قادر باشد جهان را از عدل و داد پر نماید.پس ابتدا شیطان ظهور کرده و جهان را از ظلم و ستم پر می نماید و سپس حضرت مهدی علیه السلام ظهور کرده و جهان را از قسط و عدل پرمی نمایند.پس ظهور فیزیکی ابلیس در این مکان و در این زمان یک التزام است چون پرکردن جهان از ظلم و جور جزء اموری نیست که با وسوسه ممکن باشد و حتما به حضور فیزیکی شیطان برای مدیریت،برنامه ریزی و نظارت مستقیم، نیاز دارد.

و همچنین در خطبة البیان از امیرالمؤمنین علی علیه السلام داریم که در آخرالزمان دولت شیطان روی کار می آید؛

"...و در آن دوره دشنام به پدران و مادران علنی خواهد بود، سادات خوار،جنون و دیوانگی فراوان شود. چقدر برادری خدایی در آن زمان اندک شود و پول حلال کم و برگشت مردم به بدترین حالی خواهد بود. آن وقت است که دولت شیاطین روی کار خواهد آمد و به جان ضعیف ترین و مستمندان می افتد وشیر از شکار خود دست می کشد ... توانگر بخل ورزد به آنچه در دست دارد.بینوا آخرت خودرا به دنیا می فروشد.وای برآن مستمندان از زیان و خواری و ترس که برسر او خواهد آمد در آخرالزمان و  آنچه را برآنها حلال نیست درخواست می نمایند.وقتی به این کار دست زنند،فتنه ها برایشان روی آورد و در برابر آشوب ها نمی توان ایستاد. آگاه باشید،اول آنها دربه دری و ترک خانه است و آخر آنها سفیانی شامی است.

شما هفت طبقه هستید:

طبقه اول تا سال هفتادم از هجرت که دوره زهد و پرهیزگاری است.

طبقه دوم مردم مهربان و اهل بخششند،دوره آنها تا سال دویست و سی است.

و اما طبقه سوم که دوره آنها تا سال پانصد و سی می باشد مردمانی حیله گر و از هم بریده اند.

طبقه چهارم تا سال هفتصد خواهد بود،آنها مردمانی حسود و اهل مباهات در زیادی ثروت هستند.

طبقه پنجم که در سال هشتصد و بیست باشند،بلند پرواز و بهتان زننده باشند.

طبقه ششم که ظهور آنها در سال نهصد و بیست باشد، اهل فرج و سواری و بسان سگان با یکدیگر دشمنی کنند.

وطبقه هفتم مردمانی نیرنگ باز و جنگجو و مکار و از هم بریده و دشمن پیشه و اهل لهوهای بزرگ و امور مشکله و مردم شهوتران که خانه ها و شهرها را خراب و کاخ ها و عمارت ها را منهدم سازند.در این وقت است که آن ملعون از وادی شام پیدا شود و در این وقت کشف سترشود و فرج ها را از پرده بیرون اندازند.جهان به همین رو بماند تا قائم ما علیه السلام ظهور فرماید..."  (قسمتی از خطبة البیان)

 گروه دوم از مشتاقان ظهور ابلیس!
اما در مورد گروه دوم از کسانی که مشتاق ظهور ابلیس هستند، باید گفت که آنها از مسیحیون افراطی معتقد به نظریه بازگشت عیسی علیه السلام می باشند (اینها را با نام راست های افراطی هم می شناسند و بعضاً پیروان کلیسای اوانگلیگ هستند).

علی رائفی پور اشاره داشت که "آنها خود را سگ جیره خوار قوم یهود می دانند" اما می دانید چرا ؟ چون آنها معتقدند که کلید بازگشت مسیح علیه السلام در دست قوم یهود است!برای همین از قوم یهود حمایت ویژه ای می نمایند و آنها را احترام می کنند.دوستی و نزدیکی آنها با قوم یهود به حدی است که حتی آنها را در دنیا با نام مسیحیون صهیونیست نیز می شناسند!آنها به زعم خودشان می خواهند با شیطان بجنگند و را نابود کنند تا سایه او را برای همیشه از سر بشر کوتاه نمایند.و ایدئولوژیشان این چنین است :

 "چون ابلیس برای گمراهی و نابودی بشر تمام نبوغ خود را به کار گرفته و او را از بهشت بیرون راند، پس ما هم بعنوان انسان هوشمند و اشرف مخلوقات تمام نبوغ خود را به کار می گیریم تا او را گمراه و نابود کرده و از بین ببریم."

آنها نیز دست به بازی خطرناکی زده اند،بازی که آغاز آن فراخوان ابلیس و فرجام آن نبرد آرماگدون است و شعله های آتش این بازی خطرناک دامن بشریت را خواهد گرفت و بسیاری را قربانی خواهد کرد. و بسیاری از مردم بی آنکه خود بخواهند گرفتار این تراژدی دردناک خواهند شد.اما نبردآرماگدون نیز یک سناریوی غلط است که احتمالاَ بدست عوامل ابلیس در کتب عهد عتیق وارد شده :

"و آنگاه که همه فرزندان اسرائیل در دره کوه "مجیدو" (یا در ارض موعود) گرد آیند عیسی از فراز آسمان خواهد آمد و تو در آن روز هیچ یک از آنها را نخواهی دید مگر کشته شده !"

و این سناریوی آرماگدون (نبرد آخرالزمان) است که به غلط هزاران سال است در گوش آنها زمزمه شده است!سوالی که در اینجا ممکن است مطرح کنید این است که: خوب مگر ابلیس و یارانش متوجه این موضوع نشده اند در جائیکه کسی مثل تو توانسته به چنین موضوعی پی ببرد؟ باید عرض کنم که آنها خود بهتر از هرکس دیگری آگاهند ولی آنها می دانند و یقیین دارند که تنها کسی که بر آنها غلبه می تواند یافت همانا منجی آخرالزمان است و نه هیچکس دیگری.مطلبی که در روایات معتبر ماهم به آن اشاره شده.پس در این میان تنها از اشتیاق این افراد در جهت ظهور ابلیس نهایت بهره را برده و سپس در فرصتی مقتضی و در زمانی مناسب همه آنها را نیز از بین خواهند برد.

(ثبت نظرات)