دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم

لطفاً به این مطلب که قصه پر غصه سرآغاز گمراهی انسان بود توجه کنید:

" برگرفته از کتاب جایگاه شیطان – نوشته سیدمحمدمیرسلطانی "  صفحات 43 و  44 :

شیطان چگونه آدم و حوّا را فریب داد؟

"...بعداز آن که باردیگر شیطان به بهشت رفت،در همان دهان مار، شروع کرد با آدم علیه السلام صحبت کردن ـ آدم هم خیال کرد سخنگو مار است. می گفت: ای آدم!خدا نمی‌خواهد که شما برای همیشه در بهشت بمانید و هرکس از این درخت بخورد جاوید می‌ماند،خدا با این دستوری که به شما داد، قصد خیانت داشته! از آن بخورید تا جاوید بمانید!آدم جواب داد: ای مار! این حرف که تو می‌زنی، از غرور شیطان است. چه طور خدا که می‌گوید:از این درخت نخورید ضرر دارد،قصد خیانت به ما را داشته؛ در حالی که تو می‌گویی بخور ضرر ندارد و برای حرف خود قسم هم می‌خوری؟که خدا «ارحم الرّاحمین« است و بخیل نیست. شیطان هر چه وسوسه کرد، آدم نپذیرفت و با او مخالفت نمود. وقتی شیطان از آدم مأیوس شد، پیش همسرش حوّا آمد و گفت: ای حوّا! آیا می‌دانی از آن درختی که خداوند برای شما حرام کرده بود، اکنون برایتان حلال کرده؟ چون دید اطاعت و عبادات شما بسیار نیکو بوده است. اگر می‌ خواهی امتحان کن.فرشتگانیکه موکل بر آن درخت بودند و حیوانات بهشت را از آن منع می‌کردند، دیگر با شما کاری ندارند و همین دلیلی است که آن درخت برای شما حلال شده،اگر تو جلوتر از آدم از آن بخوری بر او مسلط خواهی شد و او مطیع تو می‌شود و مجبور است که از تو اطاعت کند!حوّا گفت: من الان امتحان می‌کنم. به سوی آن درخت رفت. وقتی ملائکه خواستند او را از نزدیک شدن به آن درخت منع کنند،خداوند به آنان خطاب کرد: شما کسی را که عقل ندارد منع کنید،نه کسی را که به او عقل دادم و آن حجت است بر او. اگر مرا اطاعت کند مستحق ثواب و اگر مخالفت کند مستحق عذاب است. ملائکه هم او را رها کردند و آزاد گذاشتند. حوّا هم بی‌آنکه آنها مانعش شوند، به درخت نزدیک شد. خیال کرد واقعاً خوردن از آن حلال شده و ایرادی در کار نیست. مقداری از میوه درخت خورد و طوری هم نشد. پیش خود گفت: مار درست گفت و می‌دانست که خوردن از آن درخت حلال شده. بعد از آن رفت پیش همسر خود آدم (ع) و گفت: آیا می‌دانی که خوردن از آن درخت بر ما حلال شده؟! من نزدیک آن رفتم، ملائکه هم مانعم نشدند؛ مقداری از آن خوردم، می‌بینی که طوری نشدم و ایرادی نداشت آدم (ع) هم گول زن را خورد و با حوّا به راه افتاد، رفتند و از آن میوه خوردند! بدین وسیله آدم (ع) از بهشت رانده شد..."

2)و نکته دیگر اینکه،احتمالاً شیطان این فرمانروائی را بعنوان مزد عمل می گیرد! در حقیقت این حکومت، یک نوع حکومت پاداش و تاوان است.ابلیس پاداش می گیرد و انسان تاوان می دهد! در واقع این  پادشاهی باواسطه یا بلاواسطه شیاطین،کیفر گناهان انسانهاست.

 برای روشن شدن مطلب بازهم به این داستان توجه کنید.

"کتاب جایگاه شیطان – نوشته سیدمحمدمیرسلطانی" صفحه 51:

"شیطان مزد عمل می گیرد"

"...بعد از آنکه شیطان از سجده کردن بر آدم علیه السلام سرپیچی کرد و از بهشت بیرون شد، گفت:پروردگارا!حالا که مرا اخراج کرده و از رحمت خود دور می کنی، عبادات من چه می شود.هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آنرا به دو رکعت نماز گذراندم! علاوه بر آن خودت فرمودی: عمل،عمل کنندگان را ضایع نمی کنم!آیا سزاوار است که با یک اشتباه، مزد عمل چندین هزارساله من به کلی از بین برود؟خطاب از مصدر جلال رسید که مزد هیچکس در پیش من ضایع نمی شود.اما اگر کسی قابلیت نداشته باشد که پاداش کارش را در آخرت بدهم، در دنیا هرآنچه بخواهد می دهم. شیطان عرض کرد: چون به واسطه آدم جهنمی شدم،حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرارمی دهم! و مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب می کنم. خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم...!"

پس همانگونه که اشاره شد،شیطان دربرابر عباداتش به درگاه حق تعالی،مزدگرفته و می گیرد.اما شاید آخرین بخش و مهمترین قسمت از پاداش عبادات شیطان، همان پادشاهی و حکومت مقطعی بر بعضی انسانهاباشد.همان انسانهائی که طالب اویند و همانهائی که از پروردگار خویشتن فراریند!

" من گروهی معین از بندگان تو را تحت فرمان خویش می گیرم " نساء - 118

 

(ثبت نظرات)