دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم

مسیح دجال! -

در روایات از دجال به عنوان "مسیح دجال" نیز نام برده شده است.یکی از دلایل آن این است که:

همه مردم جهان در هر مسلک و آئینی-از مردم زرد پوست مشرق زمین گرفته تا سرخپوستان آمریکای لاتین- درمورد آخرالزمان و ظهور فرمانروای نجات بخش،اعتقادات و باورهائی(حتی بصورت قصه و افسانه)دارند.سپاه کفر،سعی بر این دارد تا از این عشق دیرنه مردم نسبت به حق و حقیقت سوءاستفاده کرده و با تقلید علائم جبهه حق، این جریان جهانی را به نفع خود مدیریت کند. برای همین است که ابلیس-دجال سعی می کند تا بجای مسیح بنشیند.چون او می داند که مردم مطابق با اعتقادات راستینشان،هزاران سال است که منتظر حضرت عیسی مسیح علیه السلام هستند.

 اماسوال اینجاست که:

 چرامعرفی تمثال و صورت مسیح با پیشانی آسیب دیده و یک چشم از بین رفته است؟ آیا ابلیس-دجال توان این را ندارد که خود را به یک صورت و شکل واقعی که از حضرت مسیح علیه السلام می شناسد(مشابه همین عکسهای رایج)درآورد؟

دقیقاً مسئله در همین جاست!

چون عیوب ابلیس-دجال(تک چشمی بودن و کلمه کفر بر پیشانی)لاعلاج است پس بنابراین مجبور هستند که چهره حضرت مسیح را به او شبیه کنند!بنابراین می آیند و برای میلیونها و میلیاردها انسان اینگونه فرهنگ سازی می کنند که حضرت مسیح در زمان شکنجه شدن چشم راستش از بین رفته و پیشانیش نیز آسیب دیده!مانند همان چیزی که در فیلم مصائب مسیح از چهره حضرت مسیح علیه السلام به تصویر کشیده شد!!

 -آیا شیطانی هست؟

برخی از منتقدین بنده این قبیل نوشته ها را آنچنان مورد انتقاد و حمله قرار می دهند که گوئی نعوذبالله انکار خداست!

خب بزرگواران اینها مسائلی هست که وجود دارد،حال اگر شما شیطان و سپاهیانش را انکار می کنید و قبول ندارید گناه امثال بنده چیست؟ برخی ار عزیزان که خود مذهبی و اهل تدین نیز هستند نسبت به نوشته های بنده دیدگاه افسانه سرائی یا داستان نویسی دارند!

انگار باور اینگونه مطالب برایشان دشوارست.

عزیزان!

"شیطان یک پنداراست" یعنی چه؟

"شیطان یک تصور است" یعنی چه؟

"شیطان یک تمثیل است" یعنی چه؟

"شیطان یک باوراست" یعنی چه؟

شیطان یک حقیقت محض است و وجود دارد همانگونه که ما وجود داریم،حتی واقعی تر و حقیقی تر از ما انسانها! این ما هستیم که عمریست در خواب و خیال و پنداریم! اربابان جهان خود سالهاست که با شیاطین در ارتباط تنگاتنگ هستند و مجریان دستورات ابلیس ملعونند آنوقت با انواع و اقسام ترفندهابرای سایر مردم جهان جاانداخته اند که چیزی بنام شیطان اصلاً وجودندارد و به شما می گویند اینها بحثهای غیر ارگانیک است،و تا چیزی راندیده ای باور نکن!!! و چنانچه افراد زیرکی در این بین پی به روابطشان با شیاطین ببرند می دانید در جوابشان چه می گویند؟

می گویند:شیطان دیگر چیست!؟ اینها موجودات هوشمند فضائی هستند و ما سالهاست که درحال بررسی و تحقیق درباره آنها هستیم!!!

شما تصور کنید در یک سریال تلویزیونی اسم کلی بازیگر در تیتراژ سریال باشد اما اثری از خود این بازیگران در سریال نباشد! مگر چنین چیزی ممکن است!؟ شخصی که نام او بعنوان بازیگر در تیتراژ یک فیلم یا سریال نوشته می شود حتماً در آن فیلم یا سریال نقش آفرینی کرده است.شما به این آیات از قرآن کریم توجه کنید(سوره شعرا آیات92 تا 98)

" به آنها گویند : چیزهائیکه سوای خدای یکتا می پرستید،کجایند؟

            آیا یاریتان می کنند،یا خود یاری می جویند

            آنها و کافران را،سرنگون درجهنم اندازند،

            و همه سپاهیان ابلیس را

            و درحالیکه درجهنم با یکدیگر به نزاع پرداخته اند،می گویند :

            به خدا سوگندکه ما درگمراهی آشکار بودیم،

            آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر می دانستیم "

عزیزان،ابلیس و سپاهیانش از بازیگران اصلی این نمایش هستند! اما گوئی این آخرین سکانس از بازی آنهاست!!!

 -ابلیس از افسانه تا واقعیت!

ذهن انسان بسیار عجیب عمل می کند! فرضاً اگر مطلبی را در قالب افسانه پذیرفته باشد،دگرباره بسختی می تواند آن مطلب را در قالب واقعیت باور کند!

مثالی بزنم:

فرض بفرمائید که به شما بگویند:تمام داستانها ئی که درباره رستم شنیدید حقیقت محض بوده است و نه افسانه .او حقیقتاً دیو سپید را از پای درآورد!او در عالم واقعیت دمار از روزگارافراسیاب تورانی درآورد!او نه درقصه و نه در خیال بلکه در واقعیت فرزندش سهراب را کشت!

چه کسی باور می کند؟  حتی اگر جناب رستم دستان سر از خاک درآورد و خودش هم این مطالب را تائید کند،بازهم کسی نمی پذیرد!

می دانید چرا؟

 چون جناب فردوسی علیه الرحمه فرمود :

     که رستم یلی بود در سیستان                           منش کردم آن رستم داستان

برای اینکه هزارسال است که اجداد ما شاهنامه را بعنوان یک قصه و افسانه برای ما تعریف کرده اند! و شاهنامه در ذهن ما بعنوان یک افسانه جای گرفته و بس!

شیطان رجیم نیز در تمام طول عمر بشر،سعی بر این داشته تا خود را بعنوان یک افسانه به انسانها معرفی کند! برای همین است که انبوهی از مردم به موجودیت شیطان بادیده شک و تردید نگاه می کنند و او را سایه ای از واقعیت می دانند نه خود واقعیت!

عزیزان،دشمن نامرئی از خطرناک ترین دشمنان است.اما خطرناک تر از آن،دشمنی است که می پندارید اصلاً وجود ندارد!!!

(ثبت نظرات)