دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد اول

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد دوم

دانلود کتاب پیش از رستاخیز جلد سوم


براهین الوهیت!

بعنوان چکیده این بحث و ماحصل سخن،سوالات پایانی را چنین مطرح می کنیم:

چرا مبنای تلاش شیاطین،برای"تغییر جهت حرکت وضعی سیارات"بوده است؟

یا ساده تر بگوییم:آیا آنها دلیل خاصی برای انجام این کار داشته اند؟

در پاسخ به این سوالات باید گفت:

چنین به نظر می آید که دلیل آنها از انجام چنین اقداماتی ادعای الوهیت برای فریفتن بشر بوده است!

البته شیاطین مسلماً خداوند و قدرت بی منتهایش را بهتر از ما می شناسند،اما برای فریب احمقهائی از میان انسانها (نظیر فرقه رائیلیانها) سعی در انجام هرکار محیر العقولی دارند تا به آنها ثابت کنند که : ما خدایان واقعی شما هستیم!!!!! 

در حقیقت کسانی که اهرام ثلاثه را برای فراعنه طراحی کردند و به مصریان باستان دانش پزشکی آموختند،همین شیاطین بودند!و همین شیاطین بودند که خطوط نازکا را ترسیم کردند! این شیاطین بودند که خود را بعنوان خدایان به قوم مایا معرفی کرده و در ساختن معبد ماچوپیچو یاریشان کردند.و سپس روش محاسبه و تقویم پیشرفته را آموختند و به آنها القا کردند که بر طبق این تقویم جهان در سال 2012 نابود خواهد شد! و یک سری انسان ساده لوح نیز تصور می کنند که مصریان باستان یا اقوام مایا مردمانی متمدن و نابغه بوده اند!!!  

عزیزان،شیطان پرستی که نشانه نبوغ و تمدن نیست،نشانه نبوغ و تمدن یکتا پرستی 3000ساله اقوام آریائیست.

و همینطور باید گفت: تمام شگفتیها از ساخت ابنیه یا هر گونه آثار و ردپائی از علوم و دانش پیشرفته که در تمدنهای باستانی و کهن،وجود داشته(بخصوص مصر و بابل)،دستاورد و نتیجه همین حقه بازیهای شیاطین است.آنها چنین کارهائی را انجام می دادند تا به نوع بشر القا کنند که ما خدایگان شما هستیم چون این کارها از توان و قدرت شما انسانها خارج بوده است و این دانش و علومی بوده که شما هرگز بدان دسترسی نداشته اید! البته این فقط منحصر به انسانهای دوره باستان نیست،بلکه شیاطین در هر زمانی در پی چنین فریبکاریها و حقه بازیهائی بوده اند.آنها باهمین قبیل فریبکاری هایشان حتی بشر امروزی را نیز فریفته اند تا جائیکه فرقه هائی مانند رائیلیان ها معتقدند که منشاء خلقت انسان توسط موجودات فرازمینی بوده که در 25000 سال پیش انسانها را از طریق ژنتیکی شبیه سازی نموده اند!شرکت کلوناید که متعلق به رائیلیانهاست برای اثبات این ادعا مدتهاست که تلاش می کنند تا انسان 100% شبیه سازی شده تولید نماید!!!

شنود وحی –

ما آسمان فرودین را به زینت ستارگان بیاراستیم.و از هر شیطان نافرمان نگاه داشتیم.تا سخن ساکنان عالم بالا را نشنوند و از هرسوی رانده شوند.تا دور گردند و برای آنهاست عذابی دائم.مگر آن شیطان که ناگهان چیزی برباید و ناگهان شهابی ثاقب تعقیبش کند. (سوره صافات آیات 6 تا 10)

اما اینکه چرا شیاطین می خواهند"حرکت وضعی معکوس یک سیاره"را دلیل و برهانی برای ادعای الوهیت خود قراردهند، خود بحث جالبی دارد.

ابلیس ملعون از بدو خلقت انسان-از همان زمانیکه سجده نکرد و از در گاه الهی رانده شد-دستش از حریم عرش کبریائی کوتاه گشت.ولی همواره علاقمند بوده که بداند درآنجا چه می گذرد!

شما فرض کنید که از یک جمع دوست داشتنی و باصفا کنار گذاشته شوید.پس از اخراج شدن از آن جمع و گروه،به انواع و اقسام ترفندها سعی    می کنید باخبر شوید که درغیاب شما در آن محفل چه می گذرد و چه اتفاقاتی در جریان است!

اما علاقه شیطان و اطرافیانش به آگاه شدن از اخبار عرش الهی،تنها بدین سبب نبود که بدانند در غیابشان در عرش الهی چه اتفاقاتی در جریانست،بلکه آنها می خواستند از اخبار الهی آگاه شوند تا خدعه و نیرنگ لازم را پیشاپیش درجهت گمراهی انسانها تدارک ببینند!لذا برای استراق سمع وحی و اخبار الهی در آسمانهای هفتگانه بالا می رفتند.

شاید یکی از مهمترین و کلیدی ترین اخبار آسمانی که شیاطین تاکنون موفق به شنود آن شده اند آیه "محاجه نمرودبا ابراهیم(ع)" بوده است.سخنی الهی که احتمالاً شیاطین برمبنای آن تصمیم بر تغییر حرکت وضعی سیارات گرفتند!این سخن الهی که آیه دویست و پنجاه و هفتم از سوره بقره می باشد،چنین است:

"آن کس که خدا به او پادشاهی ارزانی کرده بود ندیدی که با ابراهیم درباره پروردگارش محاجه می کرد؟ آنگاه که ابراهیم گفت:پروردگار من زنده می کند و می میراند.او گفت من نیز زنده می کنم و می میرانم.ابراهیم گفت:خدا خورشید را از مشرق برمی آورد تو آنرا از مغرب برآور.آن کافر حیران شد.زیرا خدا ستمکاران را هدایت نمی کند."

باید گفت که: اگر چه نمرود نتوانست چنین کاری را به انجام برساند،اما گویا شیاطین پس از شنیدن این سخن عزم خود جزم کرده و رفتند تا خورشید را از مغرب برآورند،تا بلکه به این حربه بتوانند ادعای الوهیت کنند!شیاطین خود بهتر از هرکسی می دانند که کلام خدا رکن است.بنابراین با سوءاستفاده از این کلام خدا،مثلاً می خواسته اند تا با تغییر جهت حرکت وضعی بعضی ازسیارات،خورشید را ازمغرب برآورند و سپس برای عده ای انسان ساده لوح ادعای خدائی کنند!!!

عزیزان،مقام الوهیت، انحصاری،اختصاصی و فقط متعلق به ذات خدای یکتاست،حتی اگر شیاطین آفتاب را از مغرب برآورند! 

حال با توجه به شرح حالی که در مورد منظومه شمسی گفته شد،شاید این پرسش مطرح شود که:

آیا شیاطین در رسیدن به اهدافشان - در تجربه سیارات اورانوس و ونوس - موفق بوده اند؟

آیا آنها در این 2 سیاره واقعاً آفتاب را از مغرب برآورده اند؟

در مقام پاسخ به این سوال می بایست گفت:اگرچه در ظاهر امر ممکن است این چنین به نظر برسد،ولی فی الواقع هرگز!

به این دلیل که مقصود پروردگار متعال از انجام چنین فعلی(یعنی برآوردن آفتاب از مغرب)،بدون حضور اسباب و علل است.یعنی به همان ترتیبی که خودش انجام می دهد.چنانچه خداوند چنین مطلبی را بخواهد به انجام برساند،مدار سیاره را که کج و معوج نمی کند!،میدان مغناطیسی سیاره را که از بین نمی برد!،به منظومه شمسی و متعلقاتش که خسارت وارد نمی کند! بلکه فقط کافیست اراده کند تا آن سیاره – خواه زمین باشد یا هر سیاره دیگر- بلافاصله اجرای امر الهی کرده و معکوس بگردد. 

چون پروردگار چیزی را اراده کند،کافیست به او بگوید موجودشو،پس می شود.(یاسین – 82)

 در روایت است که پس از جنگ نهروان،امیرالمومنین علیه السلام به همراه اصحابشان در راه بازگشت بسمت کوفه،از قسمتی از خاک نامقدس و نفرین شده سرزمین بابل عبور می کردند.چون هنگام غروب خورشید  نزدیک بوده و آنها هنوز نماز نخوانده بودند،حضرت به ایشان می فرماید که بایستند و همانجا نماز بگذارند، اما ایشان خودشان با آنها نماز نمی خوانند.وقتی که اصحاب علت را جویا می شوند،حضرت درپاسخ آنها می فرماید؛ نماز خواندن در این سرزمین برای شما مکروه است اما برمن حرام است،و چون احتمال دارد که هنگامیکه ازاینجا دورمی شویم آفتاب غروب کرده باشد پس واجب است که شما نماز خود را بخوانید اما من صبر می کنم تا از اینجا بگذریم.هنگامیکه آنها کاملاً ازآن سرزمین دورمی شوند خورشید نیز کاملاً ناپدید شده و مغرب فرارسیده بود،اما حضرت علیه السلام با اشاره انگشتی خورشید را به میانه آسمان بازمی گردانند و همانجا نماز خود را اقامه می کنند و این امر شگرف را تمامی یاران و صحابه آن حضرت به چشم خود می بینند...

شیر حق این خاک را تسخیر کرد        این گل تاریک را اکسیر کرد
مرد کشور گیر از کراری است             گوهرش را آبرو خودداری است
از خود آگاهی یداللهی کند                از یداللهی شهنشاهی کند
مرتضی کز تیغ او حق روشن است      بوتراب از فتح اقلیم تن است
هر که در آفاق گردد بوتراب                باز گرداند ز مغرب آفتاب

 ...و در تفاوت میان ولی حق و ولی باطل همین بس که بدانیم کاری را که مولاعلی علیه السلام با اشارت انگشتی به انجام رساند،ابلیس لعنت الله علیه با مشقت فراوان،هزاران سال است که برای آن برنامه ریزی می کند!


و از دیگر سوی:

اولاً درمورد سیاره اورانوس باید به عرض برسانم که اگرچه جهت حرکت خورشید در آنجا برعکس است،اما همواره وضعیتی مانند تابستان قطب شمال خودمان حاکم است.و خورشید دائماً بین افق غربی و افق شرقی سیاره در رفت و آمد است و هرگز طلوع و غروبی در کار نیست!!!و این به سبب همان انحراف محور گردشی سیاره است که موجب شده استوای سیاره بر مدار آن عمود شود.

و ثانیاً در مورد سیاره ونوس:اگرچه در آنجا به نظرمی رسد که خورشید از مغرب طلوع می کند،اما هرگز محسوس و قابل روئیت نیست!
چرا؟
به دلیل اینکه همانطور که قبلاً هم ذکر شد،شبانه روز این سیاره به کندی سپری می شود و حدود 220 روز زمینی به طول می انجامد و از طرف دیگر جو این سیاره سرتاسر پوشیده از ابرهای غلیظی به ارتفاع 70 کیلومتر است و به همین علت است که خورشید از روی این سیاره هرگز قابل مشاهده نیست!!!

در حاشیه مطلب-

شاید به نوعی بتوان گفت که شیطان ملعون بر اساس  "آیه 257 سوره بقره"  اینچنین بدل زد:

علم ژنتیک و پزشکی نوین را عرضه کرد تا بگوید:  من زنده می کنم!

جنگها را برپای ساخت تا بگوید:  من می میرانم!

دو سیاره اورانوس و ونوس را دستکاری کرد تا بگوید: من آفتاب را از مغرب برمی آورم!

و از دیگر سوی در روایات متعددی داریم که ابلیس-دجال زمانیکه ظهور می کند ادعای خدائی می نماید.مطابق با یکی از این روایات:

...او با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می شنوند می گوید: ای دوستان من! نزد من آئید، من کسی هستم که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و هدایت نمود. من پرودگار شما هستم!...

و همچنین می گویند که او انسانی را می کشد و دوباره زنده می کند!!

شاید این گرگ به همین دلیل(آیه 257 سوره بقره)سالهاست که به دنبال کشف رمز "تعویض جهت گردش سیارات" است تا بدین ترتیب در هنگام ظهورش،کلکسیون براهین و ادله اش برای اثبات الوهیت – البته برای گوسفندان – کامل باشد! 

(ثبت نظرات)